تبليغاتX
حرف های نگفته قلب یک عاشق به معشوقش
اف هاي عاشقانه

عشق يعني يك سلام بي جواب عشق يعني حسرت تشنه به آب عشق يعني يك شب پر رمز و راز عشق يعني كوله باري از نياز عشق يعني چشمه آب زلال عشق يعني يك فروغ بي زوال عشق يعني در شب در ماندگي خسته از اين روزگار بندگي معني عشق و دل و دلدادگي در كتاب قصه اي از بچگي در ميان لحظه هاي خستگي عقل را شالوده بود اين زندگي

 

 

 

اگر کلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر کلمه دوستت دارم راضي کننده و تسکين دهنده قلب هاست اگر کلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر کلمه دوستت دارم نشانگر عشق راستين من به توست اگر کلمه دوستت دارم کليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم دوستت دارم.

 

 

 

 

وقتي با تو آشنا شدم درخت مهربانيت آنقدر بلند بود که هرچه بالا رفتم آخرش را نديدم. معجون زيبايت آنقدر شيرين بود که هر چه نوشيدم نتوانستم تمامش کنم. و درياي عشقت آنقدر وسيع بود که هرچه شنا کردم نتوانستم آخرش را ببينم و سرانجام در آن غرق شدم.

 

 

 

 

زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد ! حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم ! ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ... گله اي نيست!!!

 

 

 

 

کاش میشد با تو بودن را نوشت   تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت    کاش میشد روی این رنگین کمان    می نوشتم تا ابد با من بمان

 

 

 

 

يادت مياد روزي كه اون گل رو بهم دادي گفتي كه ؛گلها بي معرفتن ،زود خشك ميشن ،زود از پيش ادم ميرن ولي اشتباه كردي چون گلي كه بهم دادي انجاست رو به روم روي ديوار ،يه كمي خشك شده ولي تركم نكرده باهام مونده.....ولي تو.....گل هست اما تو نيستي ،تو رفتي ،تو بي وفاتر بودي

 

 

 

گلم : ميبيني هنوز همانم ، همان قدر عاشق ، همان قدر بي دل ، هر روز که ميگذرد نگاهت عاشقترم ميکند و لبخندت شيفته ترم ، خدا ميداند که چقدر به خاطر نبودنت گريه ميکنم ...

 

 

 

 

حتما لذت مي بري از شکنجه کسي که به جرم ديوانگي تقاص جنونش را به بدترين وجه ممکن پس مي دهد و آن چيزي جز بي تو بودن نيست.

 

 

 

پاييز از زمستون غمگين تره چون بهار و نديده، ولي من از پاييز غمگين ترم ،چون خيلي وقته تو رو نديدم .

 

 

 

 

 

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن ...به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد...نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم... گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد.

 

 

 

 

آخرين تکه قلبم را به پروانه اي دادم که رنگ پرهايش سوي ديدن را از من گرفت ، به او دادم چون از تمامي چيزهاي دور و برم پاکتر بود ، حتي آبي تر از حوض آبي خونه ي تنهاييم ...

 

 

 

 

ميداني چه مي شود وقتي تمام احساساتت و عشقت را جمع كني و همه را به يك نفر هديه كني ..! مايه نشاطش باشي و تمام تلاشت شاد نگهداشتن او باشد . اما او بي اعتنا باشد و بي تفاوت . اينچنين است كه لحظه هاي خاموشي جان مي گيرد

 

 

 

 

قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره.

 

 

 

 

ديشب خواستم واسه دل خودم فال بگيرم وقتي فالنامه رو باز کردم چشمم به شعري افتاد که هيچ ربطي به دل من نداشت تازه فهميدم که دلم مال خودم نيست!!

 

 

 

 

اين همه خوني که دنيا بر دل ما ميکند/جاي من هر کس باشد ترک دنيا ميکند/هر زمان گويم که فردا ترک دنيا مي کنم/چون که فردا مي رسد/امروز فردا مي کنم.

 

 

 

 

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

 

 

 

 

عشق من تنفست مي کنم با همه ي شکنجه هايي که برايم اگر عاشق باشم طعم شهد ترين زهر دنيا را دارد مثل شوکراني که سقراط نوشيد و من هم با عشق سر مي کشم.

 

 

 

 

به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موند و هم دم شب های تنهاییم شد.

 

 

 

 

وقتي نياز به عشق داري عاشق مشو بلكه زماني عاشق شو كه تمام وجودت سرشار از عشق هست و مي خواي آنرا با كسي تقسيم كني.

 

 

 

 

چهار چيز است که نمي‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعيت... پس از پايان يافتن! و زمان ... پس از گذشتن

 

 

 

 

عصری است غریب و آسمان دلگیر است افسوس برای دل سپردن دیر است هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت عیب از من و توست ، عشق بی تقصیر است

 

 

 

 

بچه که بودم تا ده میشمردم فکر می کردم آخر همه چیز ده هست ! حالا نمی دونم آخر دوست داشتن چنده؟ ولی می خوام بگم دوستت دارم اندازه ده تای بچگیام !!

 

 

 

 

آه ترسم شبی طوفان شود  ساحل امید من ویران شود  گر زدریا قطره ای هم کم شود  مرغ طوفان سینه اش پرغم شود  ای دلت دریای پاک و روشنم  مرغ بوطیمار این دریا منمو

 

 

 

 

سال ها پرسيدم از خود كيستم؟ آتشم؟ شورم؟ شرارم؟ چيستم؟ ديدمش امروز و دانستم كنون او به جز من ، من به جز او نيستم.

 

 

 

 

اگه من وتو دو تا برگ باشيم ،هنگام خزان من زودتر از تو مي شکنم تا زماني که مي افتي در آغوش بگيرمت.

 

 

 

 

متين ترين کلمه عشق است . جذاب ترين کلمه آشنايي است. پاک ترين کلمه وجدان است. تلخترين کلمه جدايي است. زشت ترين کلمه خيانت است. سخت ترين کلمه تنهايي است. بدترين کلمه بي وفايي است. بهترين كلمه تويي.

 

 

 

 

مي خواستم اسمتو تو قلبم حك كنم ولي نكردم. مي دوني چرا؟ آخه ترسيدم ضربان قلبم موقع خواب اذيتت كنه

 

 

  

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو. به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو. من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن

 

 

 

 

و حالا لحظه هاي من گرفتار سکوتي سردو سنگينند.. و چشمانم که تا ديروز به عشقت مي درخشيدند نميداني چه غمگينند..

 

 

 

 

هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينكه منتظر بمونه.

 

 

 

براي هزارمين بار پرسيد: تا حالا شده من دل تو را بشكنم؟من هم براي هزارمين بار به او دروغ گفتم : نه! هيچوقت... تا مبادا دلش بشكند.

 

 

 

  

 چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود تنهایی    چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فریادی پیله ات را بگشا... تو به اندازه ی یک پروانه زیبایی

 

 

 

 

زندگی زیباست حتی اگر کور باشی !! خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی !! اما بی ارزش است اگر ثانیه ای عاشق نباشی !!

 

 

 

 

یک بوسه ز لبهای تو در خواب گرفتم   گویی که گل از چشمه مهتاب گرفتم   در برکه اشکم همه دم نقش تو دیدم   این هدیه خوبیست که از آب گرفتم   هرگز نتوانی که زمن دور بمانی   چون در دل خود عکس تورا قاب گرفتم.

 

 

 

 

در این شبهای سیاه ازغم ...سپیدی عشق تو را می جویم .. اما دریغ از این پندار خام ..که در سیاهی سپیدی می جویم.

 

 

 

 

 

قلبمو تقدیم کردم نفهمید بی ریا ترینم   واسش اشک ریختم نفهمید پر احساس ترینم   واسش از خوشبختی گفتم نفهمید ساده ترینم!!

 

 

 

 

تو با من هرجوری باشی عاشق خستگی هاتم  عاشقم عاشق اشکات گنگ . گیج خنده هاتم  تو همه کار و کس این عاشق بی سرزمینی مهربونی اگه حتی پای گریه هام نشینی...

 

 

 

 

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم   ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم   از زشتی کردار دگر خسته شدیم  محتاج دو پیمانه می معرفتیم.

 

 

 

 

در دهستان اصالت های عشق   میتوان شبنم فروش ساده بود   میتوان روی اجاق عاطفه  چای خوش طعم وفا را دم نمود.

 

 

 

 

 

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد    حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

 

 

 

 

شبيه شمع كه خيلي نجيب ميسوزد دلم براي تو گاهي عجيب ميسوزد دلم براي دل ساده ام كه خواهد خورد دوباره مثل هميشه فريب ميسوزد نشسته اي به اميد كه؟ گـُر بگير اي عشق هميشه آتش تو بي لهيب ميسوزد تو اشتباه نكردي گناه آدم بود اگر هنوز بشر پاي سيب ميسوزد من آشناي تو بودم ولي ندانستم غريبه ها دلشان هم غريب ميسوزد براي من فقط اين دل ز عشق جا مانده است كه با نگاه شما عن قريب ميسوزد.




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:33 توسط :: يک عاشق به معشوق ::

 

عشق را وارد کلام کنيم تا به هر عابري سلام کنيم و به هر چهره اي تبسم داشت ما به آن چهره احترام کنيم زندگي در سلام و پاسخ اوست عمر را صرف اين پيام کنيم عابري شايد عاشقي باشد پس به هر عابري سلام کنيم.

 

 

 

 

دفتري که بسته شد بازش نکنيد دلي که شکسته شد نازش نکنيد ياران شما را به خدا به عشق بيوفائي نکنيد يا اين که وفا کنيد تا آخر عمر يا اين که از اول آشنائي نکنيد.

 

 

 

گاه يک لبخند آنقدر عميق ميشود که گريه ميکنم گاه يک نغمه آن قدر دست نيافتني است که با آن زندگي ميکنم گاه يک نگاه آن چنان سنگين است که چشمانم رهايش نميکنند گاه يک عشق آن قدر ماندگار است که فراموشش نميکنم.

 

 

 

 

آنگاه که ........... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي کني, به خاطر بياور که ................زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است.

 

 

 

 

کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت.

 

 

 

 

وقتي که من عاشق شدم .... شيطان به نامم سجده کرد ..... ادم زميني تر شد و عالم به ادم سجده کرد ............... من بودم و چشمان تو .... نه آتشي و نه گلي ..... چيزي نميدانم از اين ديوانگي و عاشقي

 

 

 

 

 

کاش يا رب آاشنايي ها نبود يا به دنبالش جدايي ها نبود يا که او با من نميشدآشنا يا مرا از او نميکردي جدا جويمش دريا به دريا کوه به کوه نقش دل کرديم رخ زيباي او

 

 

 

 

مي شناسم مرگ را بي وحشت اما قلب من مي تپد در سينه چون از عشق سرشارم هنوز شعر هايم سوخت و خاكسترش در مشت من باز مي بينم تو را معناي آثارم هنوز

 

 

 

 

از خدا پرسيدم چي دوست داري ؟ گفت : سخاوت . ديوانه گفت: حماقت . غم گفت: ملامت . کوه گفت: صلابت . معشوق گفت : نگاهت . فداي تو که گفتي : رفاقت 

 

 

 

 

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد / در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد / آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد / آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد.

 

 

 

 

سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

 

 

 

  

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام....من بناي آرزو ها را زهم پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دلخود من به عشق پوچ توخنديده ام

 

 

 

 

زندگي زيباست نه به زيبايي حقيقت.حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي..جدايي سخت است نه به سختي تنهايي

 

 

 

 

  

در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا مي گذارد .در کنارت ژرفاي آرامش را احساس ميکنم و بي تو سيل بي رحم تنهايي مجالم نمي دهد.

 

 

 

 

زندگي چيزيست شبيه يک حباب ... عشق آباديه زيبايي در سراب فاصله با آرزو هاي ما چه کرد ... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد.!!!

 

 

 

 

هيچ کس از راز دلم آگاه نيست.هيچ کس ازآه دلم به جز قلب تو خبر ندارد.من درمسير قلب توام.چون مسافري و مقصدم افق دورچشمان توست.

 

 

  

نگاه نکن اگه دروغ خواهي گفت به کسي سلام نکن اگر خداحافظي در پيش است . دست کسي رو نگير اگر رها خواهي کرد . به کسي نگو دوستت دارم اگر ديگري در فکرت است.

 

 

 

     گر نیایی تا قیامت انتظارت می کشم   منت عشق از نگاه پرشرابت می کشم   ناز چندین ساله ی چشم خمارت می کشم   تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم.

 

 

 

 

قلب آدما مثل یه جزیره دور افتاده میمونه. اینکه کی برای اولین بار پا به جزیره میذاره مهم نیست. مهم اون کسیه که هیچ وقت جزیره رو ترک نمی کنه.

 

 

 

 

در ذهن نیافرینمت میمیرم  از شاخه اگر نچینمت میمیرم  ای عادت چشم های بی حوصله ام  یک روز اگر نبینمت میمیرم.

 

 

 

 

رفتی سفر تنها شدم همبستر غمها شدم   از درد تو ای بی وفا   قطره بودم دریا شدم... ولی دوستت دارم!

 

  

  

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام!

 

 

 

 

اي نگاهت نخي از مخمل وابريشم.....چندوقتي است كه به تو ميانديشم به تو اري به همان منظر دور......به همان سبز صميمي به همان باغ بلور

 

 

 

  

نرم افزار عشقت روی سخت افزار دلم خود به خود نصب شده ، با این اس ام اس می خوام آپدیتش کنم ؛ لطفا گوشیت رو بذار روی قلبت!

 

 

 

 

عشق با روح شقایق زیباست ، عشق با حسرت عاشق زیباست ، عشق با نبض دقایق زیباست ، عشق در حسرت دیدار تو زیباست ؛ به امید دیدار

 

 

 

 

 

با رنگ زلال عشق بر بوم قلبم تصویر روشنی از تو می کشم ، من تو را یافته ام و از تنهایی بریده ام ، اما نمی خواهم عشقت چون غزالی بادپا از صحرای دلم بگریزد چون سوختن در فراق تو جز خاکستری از من باقی نمی گذارد ؛ پس این دل را مشکن که دل شکسته را یارای تپیدن نیست....

 

 

 

 

 

اي آشنا

مرا صدا كن

تا از شبستان تاريكي هايم شاخه گلي برايت بفرستم كه زيبايي آن به وسعت بزرگي ات باشد

صدايم كن

تا از وراي غم هايم پيامي برايت بفرستم كه معناي آن به اندازه راز چشمانت باشد.

 

 

 

 

انقدر در گفتن يک حرف حاشيه رفتم وبه جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت شعر هاي حاشيه اي نوشتم !!!! تا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم دوستت دارم. .

 

 

 

 

 

در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا مي گذارد . در کنارت ژرفاي آرامش را احساس ميکنم و بي تو سيل بي رحم تنهايي مجالم نمي دهد.

 

 

تو مثل ستاره ها می مونی مثل اونا قشنگ مثل اونا دست نیافتنی اما یه فرقی با اونا داری اونا خیلی زیادن ولی تو  ( یه دونه ای)

 

 

ای آبی ترین صبح ، تو از تبار بهاری و من از قبله پاییز .زیر این حجم سنگین تنهایی ، در میان کوچه های گمنام زندگی به تو می اندیشم. سالهاست که اشک دیدگانم ارمغان کویر گونه هایم شده است . تو نمیدانی کوچه باغ خاطره پر از پاییز شده است ، پر از سکوت تنهایی.

 

 

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهتت بخنده ... گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي : اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم: يه خواهش دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار . گفتي : به چشم ... حالا امروز من دارم گريه مي کنم اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور دورا ايستادي و بهم مي خندي.

 


ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه همسرش,ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,نگاه گرم ماهيگيرميشه نگاه آخرش.

 

 

عاشقم سوخته ام وابگذازيد مرا/لحظه اي با دل شيدا بگذاريد مرا/من درافتاده ام از پا دگر اي همسفران/ببريد از من و تنها بگذاريد مرا/سرنوشت من و دل بي سرو ساماني بود/به قضاو قدر اينجا بگذاريد مرا/عاقلان راه سلامت به شما ارزاني/من که مجنونم و رسوا بگذاريد مرا/خسته و کوفته از شور و شر زندگيم/يک دم آسوده ز غوغا بگذاريد مرا/تلخکامم که به غمخواري من بنشينيد/شاد از آنم که به غم ها بگذاريد مرا/دل ديوانه عاشق نشود پند پذير/بهتر آن است که به خود وابگذاريد مرا

 

 

سرمايه عمر يك نفس است ،آن يك نفس هم براي يك هم نفس است،گر با هم نفسي ،لحظه اي نشيني،مجموع حيات عمر،همان يك نفس است

 

 

مي دونيد تنها دردي که دارو نداره چيه ....اينه که دلت براي کسي تنگ بشه و اون قبول نداشته باشه که تو دلتنگش ميشي. 

 

دوست داشتن همیشه گفتن

نیست

گاه سکوت است و گاه نگاه غریبه

این درد من و توست

 

 

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد     اگر از شهر غم رفتی مرا هرگز مبر از یاد

 

 

 

تو که در باور مهتابی، عشق رنگ دریا داری فکر امروزت باش به کجا می نگری زندگی ثانیه ایست وسعت ثانیه را می فهمی، می شود مثل نسیم بال در بال پرستو بوسه بر قلب شقایق بزنیم. بدونت تنها نیست تو خدا را داری و من آرامش چشمان تو را




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 14:54 توسط :: يک عاشق به معشوق ::

 

 

سلام به تک تک ثانیه هایی که از دوستان گلم دور بودم همه چیز دست به دست هم داد تا من از دوستان گلم دور بیفتم اکنون آمده ام تا با قدم های استوارم و با کمک شما دوستان گلم این فاصله ها را بردارم در ضمن من از وبلاگ و نویسندگان بچه های ایران زمین تقدیر و تشکر ویژه ای دارم که در غیاب من نسبت به من لطف داشتند .

 

 

 

مي خواهم گلي را برايت بفرستم اما مي ترسم از اينكه پژمرده شود پس "س" را از "گل سرخ" و "ل" را از گل " لاله" ، "ا" را از گل "اطلسي" و "م" را از گل " مريم" بر ميدارم و سلام را تقديمت مي كنم

 

 

 

تو را در میان ستاره های آسمان یافته ام ، تو تنها ستاره درخشان و پرنور هستی!

تو را در میان گلستان باغ زندگی در میان تمام گلها یافته ام

 تو زیباترین و خوشبوترین گل هستی...

 

 

وقتی تو همسفرم باشی ، دیگر غمی در این دل ندارم ، با احساسی لبریز از عشق و آرامش به این راه نفسگیر زندگی ادامه میدهم....

 

 

با باور تو باور کرده ام که خوشبختم ، و لحظات عاشقی برایم زیباست....با بودن تو احساس کردم آن گمشده را که مدتها در جستجوی او بودم پیدا کرده ام...

 

 

 

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني ومحبت بي دريقت را نثارم كني

 

 

بیا و یک لحظه با من باش ، تا برای یک عمر با هم بمانیم ...بیا برای هم باشیم ، از هم بگوییم با عشق باشیم!

 


موقعی كه می خواستمت مي ترسيدم نگات كنم،موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه